خبر خوان موسسه
Skip Navigation Linksخانه >> صفحه نخست >> درباره استان مازندران
بروزرسانی: 1393/12/19 درباره استان مازندران
استان مازندران:
استان مازندران در شمال كشور جمهوری اسلامی ایران  با 4/23756 كیلومترمربع مساحت، بین 47 دقیقه تا 38 درجه و 5 دقیقه  عرض شمالی و 50 درجه و 34 دقیقه تا 56 درجه و 14 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است، حدود 46/1 درصد از مساحت كشور را در بر داشته و هجدهمین استان از این حیث در كشور محسوب می گردد. دریای خزر در شمال ، استانهای تهران و سمنان در جنوب و استانهای گیلان و گلستان به ترتیب در غرب و شرق استان قرار دارند.
 بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ ، جمعیت استان مازندران بالغ بر ۲۹۲۰۶۵۷ نفر می باشد كه تقریباً 2/4 درصد جمعیت كل كشور را تشكیل می دهد. از این تعداد 2/50 درصد را مردان و 8/49 درصد را آن را زنان تشكیل می دهند. نرخ رشد جمعیت در استان به طور متوسط 98/0درصد می باشد كه پایین تر از نرخ رشد جمعیت كشور است .
استان مازندران بر اساس نتایج سر شماری عمومی و مسكن سالهای   ۱۳۳۵  دارای  (835000 ) نفر ،  ۱۳۴۵ (۱،۲۵۰،۰۰۰)،  ۱۳۵۵(۱،۵۹۶،۰۰۰)، ۱۳۶۵(۲،۲۷۵،۰۰۰)، ۱۳۷۵ (۲،۶۰۲،۰۰۰) بوده است. (جمعیت استان گلستان  كه از سال ۱۳۷۷ از مازندران مستقل شده ، از كلیه آمارهای جمعیتی استان مازندران حذف گردید ). بر اساس نتایج سر شماری عمومی و مسكن ۱۳۷۵ ، از 2602000 نفرجمعیت ، 2/46 درصد ساكن در نقاط شهری بوده اند. متوسط نرخ رشد جمعیت استان در فاصله دو سرشماری عمومی و مسكن سالهای ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵ هـ . ش. برابر ۳۵/۱ درصد ، و در سال ۱۳۷۵ بعد خانوار استان   ۶/۴ نفر ، و نرخ فعالیت 5/27 درصد بوده است.
مازندران بر اساس آخرین تقسیمات كشوری دارای ۱۷ شهرستان به نامهای آمل ، بابل ، بابلسر ، بهشهر ، تنكابن ، جویبار ، چالوس ، رامسر ، ساری ، سوادكوه ، قائمشهر ، گلوگاه ، محمود آباد ، نكا ، نور ، نوشهر و فریدونكنار ، ۵۱ شهر ، ۴۴ بخش ، ۱۱۳ دهستان و ۳۶۹۷  آبادی می باشد.
حدود 7/84 درصد جمعیت 6 ساله و بالاتر درآن باسوادند كه این میزان بالاتر از سطح كشور می باشد. تراكم جمعیت در استان 117 نفر در كیلومتر مربع است كه بالاتر از تراكم جمعیت كشور می باشد. 
حدود 2/82 درصد از روستاهای بالای 20 خانوار آن از آب آشامیدنی بهداشتی برخوردارند و بالغ بر5/99 درصد آن روستاها برق دار هستند. سطح برخورداری از آب آشامیدنی روستاها در این استان پایینتر از متوسط ملی و میزان برخورداری از برق درحد متوسط كشور است.
 
پیشینه واژه مازندران:
استانی كه امروز با نام «مازندران» كرانه های جنوبی باختر را در بر گرفته است دارای پیشینه های تاریخی كهنی است و در طول تاریخ و اعصار نام های مختلف و گوناگون داشته است. از اقوام اصلی این سرزمین در گذشته های دور «آماردها» و «تپوری ها» بودند و نام این سرزمین یعنی «تپورستان» ماخوذ از نام قوم «تپور» است. بعدها، با حمله اعراب مسلمان «تپورستان» تغییر نام یافت و این نام تا قرن ششم و هفتم هجری قمری پیوسته معرف منطقه ای بود كه تقریباً با محدوده فعلی مازندران منطبق است.
واژه «مازندران» نیز بر اساس مدارك و شواهد موجود قدمت دیرینه ای دارد. در مورد وجه تسمیه مازندران نظرات متفاوتی وجود دارد كه در اینجا به نقل دو مورد از آنها می پردازیم.
ابن اسفندیار ؛ واژه ریشه مازندران را «موزندرون» می داند كه «موز» نام كوهی است و چون این سرزمین درون كوه موز واقع بود به این اسم شهرت یافته است. {1}
صادق كیا ؛ معتقد است كه نام مازندران از سه جزء تشكیل شده است : نخست ؛ «مز» به معنی بزرگ، دوم ؛ «ایندر» نام یكی از پروردگاران آریایی است كه در دین مزدینا از دیوها شمرده شده و نام این دیو در اوستا «ایندرا» و در پهلوی «آندر» آمده است. سوم ؛ الف و نون پسوندی كه در ساختن نام جاهای بسیار بكار رفته است. {2}
 
جغرافیای تاریخی استان:
درباره‎ تاریخ باستانی استان مازندران اطلاع زیادی دردست نیست و اساساً‏‏ وضع اقلیمی آن اجازه نمی‌دهد ابنیه وآثار معماری پایدار بمانند.                                       
درجلگه های ساحلی مازندران آثار معتبری از ادوار قبل از اسلام به دست نیامده و حتی از شهرهای معتبر صدر اسلام ( دوره‎‎ پادشاهان طبرستان و دیلم ) هم به جز آمل و ساری یادگاری بجا نمانده است. بعداز غلبه آریایی های مهاجم و مهاجرت بومیان، ساكنان جدید پس از مدتها ظاهراً زیرفرمان هخامنشیان قرار گرفتند. دركتیبه بیستون سرزمین مازندران به نام ’’پشتخوارگی‌‘‘ ودر اوستا ’’پزشخوارگر‘‘ آمده است و به نظر می رسدكه مازندران جزو قلمرو اشكانیان بوده است. هم زمان با فتوحات مسلمانان از سلسله های پادوسبانان، آل باوند و افراسیابیان نام برده شده است كه در طبرستان یا قسمتی از آن حكومت می كرده انـد و استقلال نسبی داشته اند. مورخان درباره‎ اولین حمله‎ مسلمین به طبرستان وحدت نظر ندارند. بنابه قول عده ای از نویسندگـان در سال 30 هجری قمری ـ زمان خلافت عثمان ـ اولین بار سعد بن عاص حاكم كوفه در صدد فتح طبرستان برآمد و سرانجام سواحل طبرستان، رویان و دماوند را به تصرف خود درآورد. در زمان مروان بن محمد(132ـ 126 هـ .ق) آخرین خلیفه بنـی –امیه، اهالی طبرستان علیه حكام عرب سر به شورش برداشتند. دردوره‎‎ خلافت ابوالعباس سفاح (136 ـ132 هـ .ق) ـ اولین خلیفه عباسی ـ یكی از عاملان وی رهسپار طبرستان شد و با اهالی آن منطفه از طریق صلح و مدارا كنارآمد، لیكن دردوره ـ خلافت ابوجعفر منصور (158 – 136 هـ . ق) ـ دومین خلیفه عباسی مردم طبرستان برای چندمین بار سر بـه شــــــورش برداشتند. سرانجام طبرستان كاملاُ تحت اطاعت اعراب درآمده ولی بعد ازآن نیز در سرزمین طبرستان مانند سابق، مسكوكاتی باخط پهلوی ضرب شد. سرانجام درسال 167 هجری قمری ’’ونداد هرمز لا‘‘ سلسله مستقلی در طبرستان تأسیس كرد.
 درقرن چهارم و پنجم هجری، طبرستان میدان كشمكش سلسله‎ آل زیار و آل بویه از یك طرف و سامانیان و غزنویان ازطرف دیگر شده بود، اغلب اوقات طبرستان تحت اداره آل زیاربود. درسال 426 هجری قمری، سلطان مسعــود غزنـــوی ازطریق گرگان وارد طبرستان شد و صدمات و خسارات جانی و مالی زیادی به اهالی آن سامان وارد آورد. هنوز این خرابه ـ ها ترمیم نشده بود كه طغرل اول مؤسس سلسله‎ سلجوقی به گرگان وطبرستان حمله ورشد ودرسال 606 هجری قمــــری  طبرستان ازجمله ’’كبود جامه ‘‘ به دست سلطان محمد خوارزمشاه افتاد و اسپهبد كبودجامه به نام ’’ركن الدین كبودجامه ‘‘ و فرزندانش به دست سلطان محمد خوارزمشاه اسیر شدند. زمانی كه سلطان محمد خوارزمشاه از نبرد با سپاهیان مغول فــرار می كرد، ركن الدین ، مغولان را به جایگاه سلطان محمد هدایت كرد و به اثر این خوش خدمتی، از طرف مغولان به حكومت كبود جامه رسید و سرانجام توسط تیموریان بساط حكمرانی آنها نیز برچیده شد. بعد از درگذشت امیرتیمور ، ســــادات ـ مرعشی با كسب اجازه از شاهرخ میرزا (850 – 807 هـ . ق ) به مازندران برگشتند و به عنوان باج گزار این نواحی سلطنت كردند. سرانجام در زمان سلطنت شاه عباس اول به طور كلی قدرت سادات مرعشی از بین رفت. پس ازبرچیده شدن بساط حكومت ملوك الطوایفی طبرستان كه تا سال 1006 هجری قمری ادامه داشت، این منطقه تحت نظارت شاه عباس اول و سلاطین بعدی سلسله صفوی تأمین قرار گرفت. شاهان صفوی درطول هرسال به كرات به عنوان شكارویا پس ازاحـداث فرح‌آباد جهت استراحت به این منطقه سفرمی كردند. نادرشاه افشار برای مقابله بادشمنان به ویژه دشمنان شمالی وروس هـا، درمازندران یك كارخانه كشتی سازی دایركرد و به رونق هرچه بیشتر منطقه افزود. ازدوره فتحعلی شاه قاجار، به منطقه سـرسبز و زیبا و دل انگیزمازندران ، به عنوان یك منطقه استراحتی ـ تفریحی توجه گردیده و ناصرالدین شاه طی دوسفر دستور تعمیر راه ها و كاروان سراها را صادر كرد. دردوران سلطنت پهلوی منطقهْ مازندران مانند سایرمناطق كشور از راههای ارتباطی برخوردار شد و به علت شرایط محیطی و آب وهوای معتدل ، چشم اندازهای زببا و نزدیكی اش به تهران ، محل استراحت و تفریح قسمت اعظم مردم كشور شد.
 
صنعت گردشگری:
استان مازندران به لحاظ موقعیت طبیعی و جغرافیایی در بخش طبیعت گردی جزء استانهای برتر و قطب گردشگری كشور محسوب می گردد. نزدیك به 12 میلیون نفر گردشگر داخلی و دهها هزار توریست خارجی هر ساله به منظور گذراندن اوقات فراغت از این استان دیدن می كنند. وجود دریای مازندران  با ساحل زیبا و مناسب بهمراه برخورداری از دامنه ها و پاركهای جنگلی و كوهستانی ، وجود قله دماوند با 5670 متر ارتفاع معروف به بام ایران ، غارها، آبشارها ، رودخانه ها ، آبهای متعدد سرد و گرم معدنی، چشمه ها، تالاب ها به ویژه شبه جزیره میانکاله در بهشهر بیش از 800  آثار تاریخی شناسایی شده نظیر مجموعه تاریخی شهرهای آمل، چالوس و ساری، این استان را به مجموعه ای متنوع برای استفاده گردشگران با انگیزه مختلف بدل نموده است. نزدیك به یكصد واحد اقامتی شامل هتل ، متل ، هتل آپارتمان ، مهمانپذیر و مجتمع تفریحی ساحلی ، جنگلی و كوهستانی همراه با دهها آژانس خدمات مسافرتی و جهانگردی خدمات لازم را به گردشگران ارایه می كنند. بنیاد علمی  مهندس حریری بابل و موزه های: شهر بابل ، مجموعه فرهنگی كندلوس كجور نوشهر ، موزه تاریخ طبیعی خشكه داران در مسیر جاده اصلی تنكابن - چالوس ، تماشاگه خزر كاخ رامسر و 000 امكانات بازدید بی شماری را برای بازدید گردشگران داخلی و خارجی فراهم آورده است. 
  جاذبه های طبیعی : علاوه بر سواحل دریا ، مناطق جلگه ای سبز ، دامنه جنگلی و كوهستانی بسیار زیبا به طول 338 كیلومتر از شرق به غرب ، سایر جاذبه های طبیعی آن  بشرح زیر است:

ـ شبه جزیره میانكاله : یكی از 18 منطقه بیو سفری كره زمین در بهشهر ، تا خلیج گرگان ( آشوراده ) ادامه دارد.
ـ پناهگاه حیات وحش : میانكاله ، سمسكنده ، دشت ناز و دودانگه  و چهار دانگه در ساری و سیاه بیشه در آمل 
ـ دریاچه ها: ولشت كلاردشت ( چالوس ) ، خضرنبی ( نوشهر ) ، شورمست ( سوادكوه ) ، سدلار( آمل ) 
- رودخانه ها : چالوس ، تجن ساری ، بابل رود ،كلارود و سجادرود در  بابل  ، هراز در آمل ،سرداب رود چالوس و چشمه کیله تنکابن
ـ آب معدنی : آبهای گرم روستاهای آبگرم، اسك و استراباكوه ( بائیجان ) در لاریجان آمل در مسیر جاده هراز ، رامسر و سادات محله (رامسر) و آب سرد معدنی  آمولو ( آمل )
ـ غارها : دانیال (سوادكوه) ، اسك (لاریجان آمل) و هوتو در ( بهشهر )
ـ پاركهای جنگلی : سی سنگان ( نوشهر ) و نور از بزرگترین و مهمترین پاركهای جنگلی استان و كشور هستند.
ـ جاده های توریستی: چالوس ، هراز ، فیروزكوه و سه خط طلای راه آهن سوادكوه ( پل ورسك )
استان با جاذبه های فراوان طبیعی و تاریخی و وجود دهها هتل و مهمان پذیر و تأسیسات بین راهی متعدد ، شرایط بسیار مناسبی را برای ورود 12میلیون گردشگر داخلی و خارجی به  مازندران (علاوه بر جمعیت ساكن نزدیك به 3 میلیون نفر) فراهم آورده است.
 
پیشینه واژه بابل:
شهرستان بابل محدوده نسبتاً كوچكی از سرزمین سرسبز مازندران است و از دامنه های شمالی و مرطوب كوههای سوادكوه ، فیروزكوه و كینون از رشته كوههای البرز شروع می شود و جلگه نسبتاً وسیعی را در بر می گیرد.شهرستان بابل در 210 كیلومتری شمال شرق تهران واقع است و از شمال به شهرستان بابلسر، از جنوب به خط الرأس كوههای البرز، از غرب به آمل و از شرق به قائم شهر و سوادكوه محدود می شود. 
شهر بابل در گذشته به نام های دیگری خوانده می شد:
دین تیر ؛ اسم قدیم بابل، دین تیر بود و كوروش كبیردر بیانیه خود تین تیر ذكر كرده است. بیانیه كوروش كه به استوانه كوروش معروف است از حفریات بابل به دست آمد.
مامطیر ؛ مورخان اسلامی درباره این شهر می نویسند: مامطیر شهركی است با آبهای روان و از آن حصیر خیزد ستبر و سخت نیكو كه در تابستان به كار برند. مامطیر معرب شده از واژه «مه میترا» پارسی است و مشتق از «مه» یعنی بزرگ و «میترا» یعنی فروغ و دوستی و مهربانی و راستی است.
بار فروش ؛ ظهیرالدین در تاریخ تبرستان و رویان و مازندران می گوید كه لشكر مغول در استرآباد و مازندران قتل به افراط كردند، چنان كه توده خاك در آمل و ساری و كجور كه از خرابكاری آنها پیدا شده بود هنوز (در زمان او) بر جای بوده است. اگر حال شهرهای بزرگ چنین بوده ، حال شهرك ها معلوم است و شاید از این رو نام مامطیر برافتاد و در قرن هشتم در زمان حكومت مرعشیان نام بارفروش ده بر آن نهاده شده بود.
رضا قلی میرزا در مسافرت خود به خوارزم، درباره بارفروش می نویسد : بارفروش در قدیم دهی بوده و بارهایی كه با كشتی از حاجی ترخان (استرخان) به بندر مشهد سر می آوردند به آن دیه حمل و می فروخته اند. لهذا قریه موسوم به بارفروش ده شد. به تدریج جماعتی از تجار در آن ساكن شدند و آباد شد.
بابل ؛ در سال 1306 شمسی به امر رضاخان، شهر بارفروش به نام بابل خوانده شد. این نام ظاهراً از بابل رود گرفته شد كه از كنار این شهر می گذرد.
 
منابع:
1- ابن اسفندیار، محمد بن حسین - تاریخ طبرستان - چاپ خاور تهران ، 1366
2- نیكزاد لاریجانی، میرسعید - مازندران : وجه تسمیه ساری - فرهنگ خانه مازندران ، 1372
01135100 01135100144 بابل صندوق پستی 744
بابل، کیلومتر 5 جاده بابل به قائمشهر، مجتمع دانشگاهی صنعتی مازندران
رفتن به بالای صفحه